يكسال از پيام تاريخي رهبر معظم انقلاب اسلامي در اولين روز از سال 1388 در مشهد مقدس گذشت، سالي كه عنوان سال « اصلاح الگوي مصرف» به خود گرفت، اين همه از توجهات دقيق معظم له بود كه سالها بر آن اصرار مي ورزيدند اما حركت به سمت اسراف و تجملات با آهنگي به نسبت شديد باعث شد تا ايشان از آمادگي همه براي يك ايجاد فرهنگي فراموش شده سخن گويند فرهنگي كه ديگر مربوط به مسئولان نبود و مردم نيز بايد با آن همراه مي شدند و البته اين همه به سود آحاد ملتي بود كه نادانسته دست بر اتمام نعمات خداوندي گذاشته بود و بي خبر از آن كه نسل هاي آتي نيز حقوقي از اين نعمات و داده هاي الهي و طبيعي دارند، در پژوهش ذيل تلاش شد تا رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب در موارد متعدد و در طي سالها و در جمعهاي مختلف در اين باب مرور گردد تا بار ديگر همه متوجه شوند كه ايشان از كي و كجا و چگونه در پي ايجاد اين فرهنگ اسلامي و انساني توجه نموده اند:
بسم اله الرحمن الرحيم
*زندگي فاطمه ي زهرا سلام الله عليها از همه ابعاد، زندگي اي همراه با كار و تلاش و تكامل و تعالي روحي يك انسان است. دختر پيغمبر ذره اي از لذتهاي دنيا و تشريفات و تجملات و چيزهايي را كه دل دختران جوان و زنها متوجه آنهاست به خود راه نمي دهد (25/9/71)
*بعضي به اشتباه خيال مي كنند ظاهر مرتب بايد با اشرافيگري و اسراف توام باشد؛ زندگي پيامبر بشدت زاهدانه بود؛ اما با خود شانه و عطر مي برد و ديگران را هم به نظافت و ظاهر مرتب دستور مي داد(23/2/79)
* بايد ملاحظه شود بهائي كه ما مي پردازيم؛ با آن، چه چيزي براي اسلام و امت اسلامي به دست مي آيد. گاهي صد تومان انسان خرج مي كند، اسراف كرده، گاهي صد ميليارد اگر خرج كند اسراف نكرده؛ بايد ديد در مقابل چه، قرار مي گيريم(19/10/87)
سياست كلي نظام اسلامي *جهت دادن كليه فعاليتهاي اجرايي و تبليغي به سمت رشد معنويت و فضيلت اخلاقي در جامعه، تعميق و گسترش حساسيتها و باور ديني،...ايجاد نظم و قانون پذيري و روحيه كار و تلاش و خود اتكايي و قناعت و جلوگيري از اسراف و مصرف گرايي و پرداختن به زوائد.(سياستهاي نظام در برنامه دوم«18/8/72»)
* اهتمام به نظم، قانونگرايي، روحيه كار و تلاش، خود اتكائي، قناعت و پرهيز از اسراف و تبذير در سطح جامعه، بويژه در كارگزاران و مسئولان نظام و مبارزه با فساد.(سياستهاي كلي در برنامه سوم«21/10/78»)
*در نظام اسلام رفع فقر و محروميت، در شمار هدفهاي طراز اول است(10/3/69)
*تكليف ما بعنوان دولت اسلامي، ريشه كن كردن فقر و محروميت در جامعه است.(15/9/81)
*نظام اسلامي با توليد ثروت مخالف نيست، بلكه مشوق اوست.اين يك اصل اسلامي است؛اگر ايجاد ثروت نباشد، جامعه اقتدار لازم را بدست نياورده و بقاي آن به خطر خواهد افتاد (4/12/87)
*امروز چشم دشمن به نقطه حساس اقتصادي است؛ تا كشور را از اين لحاظ دچار اختلال كند؛ راه مقابله با آن، «انضباط مالي » و «صرفه جوئي»است.(11/2/87)
*بعضي از رسانهاي مغرض خارجي وانمود مي كنند كه پايبندي به اصول انقلاب، به معناي دوره اي از رفاه عمومي و علاج نكردن مشكلات طبقات ضعيف و مستمند است.(10/3/69)
زندگي مرفه دون شأن روحاني است *با مطلق تشريفات و وجود تشريفات در زندگي شخصي خودم و ديگران، صد در صدد مخالفم. وضعيت ما طلبگي است؛ به همين جهت است كه تشريفات آنچناني نداريم؛ هويت و معنويت و معناي كار مهم است.(5/7/68)
*دنبال دنيا دويدن، هر چيزي كه از جلوه هاي زندگي مرفه و راحت و اشرافي و متجملانه است، كه اهل دنيا، لحظه به لحظه ي عمرشان به دنبال اين چيزهاست؛ دون شأن اهل علم و روحاني است. مردم بايد اين را از ما ببينند و احساس كنند. البته بي اعتنائي، با برخورداري در حد متوسط، مناقاتي ندارد.(22/12/69)
*استنان به سنت نبي اكرم(ص) و اقتداء به امام معصوم(ع) در رفتار و گفتار و احياي دل با معارف آنها و تهذيب نفس و پرهيز از تجمل و تخلق به اخلاق اسلامي و ساختن شخصيت اسلامي خود و انس با قران و ادعيه جزو برنامه هاي فردي و جمعي حوزه باشد.(20/2/71)
*ملات همه وظايف يك روحاني؛ جريان، جريان معنوي، روي خوش، دلسوزي، استغناي نفس و بي اعتنايي يك روحاني و يك طلبه به تشريفات و زر و زيورها و مال دنياست. اگر توانستيد اين را تأمين كنيد، حضور شما، مطلوب و ايده آل خواهد شد و اثر مي گذارد. (23/10/83)
وظيفه مسئولين نظام 1- مسئولين كشور در درجه اول بايد متعهد به«اجتناب از اشرافيگري» باشند.(24/9/87)
2- به مسئله اسراف در آب و هم در مسائل ديگر بايد با اهميت نگاه كنند.(11/2/87)
3- وظيفه مسئولين است كه به اين مسئله بطور ويژه توجه كنند.(11/2/87)
4- عمل بايستي مويد و شاهد بر حرفهاي ما باشد تا اينكه اثر بكند.(2/6/87)
5- فاصله تان را با طبقان ضعيف هر چه ممكن است كمتر كنيد.(2/6/87)
6- دولت اسلامي بايد به ترتيب صحيح و برنامه درست،از آمادگي ملت ايران استفاده كند. (15/2/87)
*ما مسئولان بايد: 1- روح اسلامي را در خود زنده نگهداريم.
2- روح اشرافيگري را دور بياندازيم.
3-رشته سود جوئي و ثروت طلبي و تجمل پرستي را ازدست وپاي خودبازكنيم.
*اگرگرفتاريهاي ما در بخشي حل نشده،علتش اينهاست؛ اينهارابايداصلاح كنيم.(1/3/81)
*توصيه اينجانب به شهرداريها: 1-اولويت دادن به مناطق مستضعف نشين ورعايت ويژه محرومان.
2- تأثير ناپذيري ازنفوذ ثروتمندان وجاذبه ي ثروت.
3- نگذاريد درهيچ جاي شهرداري فساد رخنه كند.
4-آلوده نشدن به اسراف وهدر ندادن بيت المال باتجملات و سفرها و مراسم غير لازم. 5-و در يك كلمه رعايت تقوا (2|5|82)
*شهرداري جايي است كه انسان با پول و با مراجعاني مواجه مي شود كه حاضرند براي بعضي از مقاصد خودولخرجي كنند: اينجاست كه تقواي الهي به درد مي خورد.(17|9|82)
لزوم پرهيز زمامداران ازتجمل، تشريفات و اسراف *اگر دلهاي حكام و زمامداران به نور و معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات واسراف وخودرايي واستكبار، جزو لوازم حتمي زمامداري انها محسوب نمي شود.(23|4|68)
*خوب بودن معناي پيچيده يي ندارد: بايد با تقوا باشيم، دروغ نگوييم، غيبت نكنيم، به مال دنيا حرص نزنيم و اهل تجمل و تشريفات اسراف و بدخواهي نباشيم. (9|11|68)
*ما اگر شعار مي دهيم كه جامعه بايد مصرف گرايي را كنار بگذارد و خود را از چيزهايي كه در فرهنگ غربي ترويج مي شود، رها كند، عمل به آن، متوقف به عمل ماست: مگر مي شود خود ما دچار انواع تشريفات و تجملات باشيم، اما از مردم توقع داشته باشيم كه تجملاتي نباشند؟(14|9|69)
*سنتهاي طاغوتي و رغبت به احياي انها و بي اعتنايي به ارزشهاي اسلامي و انقلابي، دل را مي ميراند. (13|03|70)
*مسؤولان نظام، مراقب باشند كه از عوارض بيماري همه گير كارگزاران در نظامهاي طاغوتي(بيماريهاي رفاه زدگي، عشرت طلبي، فساد مالي و اداري، تكبر ودوري از مردم)خود را با وسواس دور نگهدارند؛ ابتلاي به آن، مانند موريانه پايه هاي نظام را سست مي كند.(13|03|70)
*امير المؤمنين مي گويد زندگي بايد به سمت زهد برود؛ ما بايد به سمت زهد برويم؛ نمي گوييم زهدهاي آنچناني، كه متعلق به اولياءالله است؛نه. مسئوولان درجه يك ودرجه دو و درجات بعد هم بايد درحد خود زهد داشته باشند؛ بعدهم عامه مردم. درجمهوري اسلامي، اگر زندگي به سمت اشرافيگري برود، بلاشك اين انحراف است.(26/1/70 )
*اگرمسؤولي درامر بيت المال اسراف بورزد، ياآن را در مصارف شخصي و يا براي دوستان ونزديكان خود مصرف كند،اين، تخلف از«عدل»است.
*بيت المال بايد در مصارف عمومي و در همان طريق و بخشهايي كه قانوناً معين شده، مصرف شود؛اين، راه تقسيم عادلانه بيت المال است.(30/3/71)
*نمايندگي مجلس در جمهوري اسلامي بايد به چشم يك وظيفه محض تلقي شود نه اينكه فرصتي براي تهيه لوازم رفاه شخصي، تشريفات، اسرافها و تجملات، تلقي كنيم.(17|10|71) *همه چيز بايد از روي حق،از روي حساب و با روحيه بي اعتنايي به زخارف دنيا باشد. اگر چنين شد؛ حركت را آسان خواهد كرد.(17|3|68) *كساني كه اموال عمومي را مصرف مي كنند؛ مانند كساني كه اموال خود را بي حساب و كتاب خرج مي كنند، نبايد زيادي مصرف كنند.(1|1|74)
*من از مسؤولين مي خواهم،جدا در زمينه مصرف اموال عمومي؛ 1-در جاهايي كه اولويت ندارد؛(ولو مورد نياز باشد،اما نياز درجه يك نيست)خودداري كنند.
2-آنجايي كه امر داير است بين نياز با اولويت و نياز بي اولويت، خودداري كنيد.
3-آنجايي كه حاجت نيست، حتماً مصرف نشود.
4-آنجايي كه حاجت هست، اما حاجت بالاتري نيز هست؛ آنجا هم مصرف نشود(واين امكان مالي در حاجت بالاتر مصرف گردد.)(1/1/74)
*شما مسئولان درجه يك كشور، جزو قشرهاي متوسط مردميد و خوي و خصلت اشرافي و دوري از مردم نداريد. اين نعمت بزرگي است كه بايد آن را حفظ كنيد.(8/6/74)
*اميدوارم مسئولين كشور نسبت به اين قضيه اهتمام ورزند؛ مسئولين فرهنگي، اهتمام فرهنگي و مسئولين اقتصادي و اداري و دولتي و اجرايي، اهتمام اجرائي ورزند.(1/1/74)
*برادران و خواهران نماينده را توصيه مي كنم به رعايت تقوا و روي آوردن به عبادت و معنويت و بي اعتنائي به زخارف دنيا و حذر كردن از تكبر و غفلت و اسراف و انحراف.(11/3/75)
*اسراف مسئولان دولتي از اسراف مردم عادي مضر تر است؛ زيرا اين اسراف در «بيت المال» است.(1/18/76) *اشرافيگري براي كشور آفت است و اشرافيگري مسئولان، آفت مضاعف؛ به خاطر اينكه اشراف،از مال خودشان اشرافيگري مي كنند؛ اما مسئولان اشرافيگري كنند، از مال مردم خرج مي كنند.(1/9/78)
*دوري از اسراف و تجمل در سطح زمامداران ارزش است البته تجمل و اسراف در همه جا بد است؛ نظام اسلامي بر اساس اين ارزش بوجود آمد كه چنين چيزي نباشد.( 23/2/79)
*وظيفه آقايان است كه براي گردآوري، نگهداري و هزينه كردن به جا و مناسب اموال(ستاد اجراي فرمان امام)تدبير لازم را طبق شرح وظايفي كه در اساسنامه تسريع شده بيانديشند؛ بطورريكه بيت المال مورد اهمال يا اسراف قرار نگيرد.(23/9/74)
*كشورما، كشور ثروتمندي است و مي تواند بغير از زمان حال زمان آينده را تأمين نمايد؛ مشروط بر اينكه «اسراف» نشود.
*من همه «مسئولان و آحاد مردم»را به رعايت منابع مالي كشور توصيه مي كنم؛
1-توصيه اول من، مبارزه در اسراف در اموال عمومي و شخصي است؛ چون اموال شخصي هم، به نحوي به اموال عمومي بر مي گردد.
2- مسئولان دولتي بايد براي مبارزه با اسراف، برنامه ريزي انجام دهند.
3- «موارد ثروت»، به شكل صحيح مورد ملاحظه قرار گيرد.
4- اسراف از نظر شرعي گناه و حرام محسوب مي شود.از نظر عقلاني و اداره كشور هم، يك كار ممنوع است.
5- اسراف در ثروت عمومي، منابع طبيعي و نيروي انساني كشور و رد آنچه با زحمت بدست مي آيد؛ اسراف در نان و آب و انرژي، بد است. اسراف، نقطه مقابل «انضباط»است.(1/1/75)
6-مسئولان كشور راه صرفه جوئي و مقابله با اسراف را به مردم بياموزند.(1/7/76)
7-مسئولين فهرستي از موارد صرفه جوئي و اسراف درست كنند و به مردم تعليم دهند كه چگونه صرفه جوئي كنند و توقع داريم كه مردم، توجه و دنبال كنند.( 1/1/77)
*امروز هزينه كردن پول و اعتبارات كشور در جاهاي غير لازم و تشريفاتي حرام است؛ پرداختن به كارهائي كه به جنبه هاي عملي زندگي مردم ارتباط ندارد؛ يك كار مسرفانه است.(11/2/81)
*بنده اصرار ندارم به كساني كه با ما كار مي كنند بگويم بايد حتماً در وضع زاهدانه اي زندگي كنيد؛ نه، زندگي معمولي،اما اگر تشريفاتي زندگي كنند، به آنها تذكر مي دهيم بين زاهدانه و تشريفاتي زندگي كردن فاصله است و حد وسطي وجود دارد.(22/2/82)
*پيوند حقيقي با مردم، مستلزم حضور در ميان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگي است. ساده زيستي و پرهيز از اسراف و پرهيز از هزينه كردن بيت المال در امور شخصي و غيرضروري شرط لازم براي حفظ اين پيوند است.(6/3/83)
* ترويج فرهنگ اشرافيگري و تجمل و سفرهاي پرهزينه و بيهوده خارجي از كيسه مردم، دور از شأن نمايندگي و عامل گسيخته شدن پيوند نماينده با مردم است. (6/3/83)
*توقع نداريم كه نمايندگان مجلس زهد به خرج دهند؛ ما مي گوئيم زياده روي و اسراف نشود و كارهاي بي قاعده و خرجهاي بيخود انجام نگيرد. (27/3/83)
*«اجتناب از اسراف و ريخت و پاش» جزو برنامه هاي بسيار خوب شماهاست.(6/6/85)
*امروز موج ضد ارزش كردن اشرافيگري، وجود دارد و دولت و مسئولين دولتي ساده زيستند. (24/9/87)
*تجمل و اشرافيگري و «اسراف »بلاي بزرگي است؛ ريشه كن كردن آن در جامعه، با حرف نمي شود.(2/6/87)
*«ساده زيستي»آقاي رئيس جمهور برجسته و باارزش است.(2/6/87)
*نمود اشرافيگري در مسئولان بالاي كشور از جمله چيزهائي است كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كند مي كند؛ از اين اجتناب كنيد.(5/6/80)
*جمهوري اسلامي، امانت تاريخي انبياي عظام الهي است. اين را بايد حفظ كنيد؛ اين ميسر نيست مگر با حفظ نفس. ثروت و تجمل و متاع دنيا خيلي بي ارزشتر از آن است كه انسان بخاطر آنها بنيه خود را ضعيف كند و حمل اين بار را به خطر بيندازد.(15/10/72)
اجتناب از اسراف در تبليغات انتخاباتي *من از نامزدهاي انتخاباتي خواهش مي كنم در تبليغات اسراف نشود اگر كسي براي خدا از اسراف در تبليغات و كارهاي ناباب اجتناب كرد، خداي متعال او را در مقصودي كه دارد، موفق خواهد گرداند.(24/11/82)
*در انتخابات،تبليغات در حد متعارف و بدون اسراف و زياده روي،خيلي خوب است.(2/2/85)
پرهيز از اسراف و تجمل در ارتش و سپاه *ساحت سپاه بحمدلله از تجمل و رفاه زدگي دور است؛به هيچ بهانه در اين مجموعه پاكنهاد نبايد نفوذ كند و وسوسه ها نبايد عزم شما مردان حق طلب را متزلزل سازد.(25/6/70)
*بايد از تجهيزات و جنگنده ها و ديگر وسايل موجود نگهداري كنيم.تفريط و اسراف در سرمايه هاي ارتش،ممنوع و حرام شرعي است.هچ كس حق ندارد تفريط بكند؛تفريط نيروهاي انساني نيز همين گونه است.شما حق نداريد عناصر كارآمد را معطل بگذاريد.(5/7/74)
*من با تشريفات نظامي مخالف نيستم؛در عين حال،تشريفات رسمي كه گاهي شعار است و مفهومي در آن وجود دارد ،حائز اهميت است.من،به اينگونه تشريفات علاقمند هستم؛اما اگر يك وقتي،اين تشريفات عملي نشد،از نظر من ايرادي ندارد.(5/7/68)
فرهنگ تجمل گرائي و اسراف در ميان مردم *به عنوان«كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته» ؛اين وظيفه آحاد مردم است. هر كدام به نحوي تجمل و اسراف و زياده روي را كم كنيم.(15/9/81)
*اينجانب از كساني كه مي كوشند تا در ميان مردم ما رسم تجمل گرائي و اسراف و ولخرجي را شايع كنند، شديداًً نگران و متأسفم.
* «زهد»، فقط مخصوص مسئولان نيست؛ عامه مردم هم نبايد اسراف و تجمل گرائي كنند.(26/18/70)
*من خواهش مي كنم «مصرف گرائي»را رها كنند.مصرف بايد به اندازه باشد، نه بحد اسراف. «اندازه»در هر زماني متفاوت است.امروز بسياري از خانواده ها دچار مشكلند. اندازه،اين است كه انسان خود را هر چه مي تواند به اين قشرها نزديك كند.(1/1/71)
*اسراف ،فعل حرام و خلاف شرع است؛«اسراف مال» ،تلف كردن نعمتهاي الهي است تصميم بگيريد، اين كار را نكنيد.(4/1/72)
*خانواده هاي كم درآمد،شايد وسع شان نرسد كه «اسراف كنند»؛ اما خانواده هاي پر درآمد و حتي متوسط،اسراف مي كنند.ملت عزيز سعيشان بر اسراف نكردن باشد.(4/18/72)
* در جمهوري اسلامي،كساني دستشان به نعمتهاي الهي نمي رسد، به خاطر اينكه بسياري به خود حق مي دهند كه نعمتهابي الهي را بي حد و حساب و كتاب مصرف كنند و حتي ضايع كنند.(4/1/72)
* «انضباط اقتصادي و مالي » براي جامعه ما بسيار مهم است كه من اين را از آحاد ملت و مسئولين كشور و دولت تقاضا دارم.(1/1/74)
* انضباط اقتصادي يعني مقابله با زياده روي و اسراف.ريخت و پاش مالي و زياده روي در مصرف، نه جود نه سخااست و نه كرم و بزرگ منشي؛ «بي انضباطي اقتصادي و مالي » است.(1/1/74)
* اگر بگوئيم شما چرا اين ميهماني را با ا ين همه ريخت و پاش ترتيب داديد؟ مي گويند داريم و مي كنيم!اين دليل به هيچ وجه قانع كننده نيست بايد به قدر حاجت خرج و مصرف كرد.(1/1/74)
*شما به بركت هدايت الهي ،مثل يك موجود فعال با نشاط و جوان ،از منابع عظيم ثروت در كشور استفاده كنيد ،تا بتوانيد زندگي را نو كنيد شما بايد ببينيد چه چيز اندك ضرري مي زند؛ آن را انجام ندهيد. اسراف ،مصارف زيادي و طمعكاري در بدست آوردن در آمدهاي ناسالم، از اين قبيل است .(3/1/74)
* از مردم و مسؤلان مي خواهم؛اسراف را كنار بگذارند؛البته مخاطب ما بيشتر،افراد متمكنند.افراد متوسط كمتر اسراف مي كنند؛اگر چه در بين آنها هم بعضاً اسراف هست.(1/1/76)
*ملت ايران صرفه جويي را شعار خود قرار دهند.صرفه جويي،يعني چيز قابل استفاده را دور نريزيم .نسبت به امكانات،با هوس رفتار نكنيم؛ دائماً چيز هاي ماندگار را نو كردن و چيزهاي ضايع نشدني را دور ريختن، روش درستي نيست؛ما بايد به صرفه جويي عادت كنيم.(1/1/76)
*آفت اشرافيگري،با احساس عمومي مردم، با نوشتن،با گفتن و با ترويج اين فكر،درست خواهد شد؛بايد به يك فرهنگ تبديل شود.(1/9/78)
*در دوره بازسازي ،خطر دنياطلبي بيشتر است .در اين دوران آدمهائي كه اهل زخارف دنيوي هستند؛ منافع شخصي خود را بر منافع ملت و مصالح انقلاب ترجيح مي دهند ،دستشان باز است ،كه بتوانند به سمت اشرافيگري و سوءاستفاده بروند.(1/1/76)
*مبارزه با فقر،يعني تلاش براي اين كه ثروتي كه از منابع ملي به دست مي آيد، به شكل بهينه استخراج و به شكل بهينه مصرف شود و اسراف نگردد.(3/5/79)
*گرايش اشرافيگري،چيزي نيست كه بشود با قانون و دادگاه علاجش كرد؛از مقولاتي است كه بايستي فضاي عمومي كشور-احساسات و فرهنگ مردم –آن را دفع كند تا علاج شود.(1/9/78)
*ما مردم مسرفي هستيم ؛به عنوان يك عيب به اين نگاه كنيم.(21/7/86)
*ميانه روي در خرج كردن را بايد ما بصورت يك فرهنگ ملي در بياوريم.(21/7/86)
*اگر بعضي دولتهاي خارجي ،ملت ما را تهديد به تحريم مي كنند؛ بخاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفي ماست.(21/7/86)
اسراف در امكانات زندگي و مواد غذايي *كساني كه زياد خرج مي كنند؛ نمي شود وقتي كه درآمد كم است،مثل وقتي كه درآمد زياد است خرج كنند؛ خطاب من در درجه اول به متمكنين است كه مي توانند مواد غذايي ،امكانات زندگي و اقسام وسايل برقي و ماشين گرانقيمت تهيه كنند؛اينجا دخل شخصي ملاك نيست؛دخل كشور ملاك است.وقتي يك ملت درآمدش كم مي شود بايد ملاحظه كنند.(4/10/77)
*بعضي از مردم قالي را براي تفاخر مي خواهند ؛اين تفاخر غلطي است كه ما بيائيم يك كار هنري برجسته را كه بايد جلوي چشم باشد ،بعنوان يك وسيله اعياني و اشرافي بكار ببريم.(29/8/70)
اسراف در مصرف نان *طبق بعضي از آمارها مقدار ضايعات نان ما برابر است با مقدار گندمي كه از خارج وارد كشور مي كنيم! همه اينها منكرات است.اميرالمونين نهي از اينكار را يكي از محورهاي اصلي توصيه هاي خود قرار داده است.(25/9/79)
*زياده روي ،زمان به زمان تفاوت مي كند؛ در امر لباس ،در امر مسائل زندگي ،در اتومبيلهاي گرانقيمت. چقدر مواد غذايي دور ريخته مي شود! خطاب اول ما به كساني است كه متمكند؛ به آنها عرض مي كنيم كه كمتر خرج كنيد؛ اسراف نكنيد.(4/10/77)
* منكراتي كه در سطح جامعه وجود دارد بايد از آنها نهي كرد،از جمله:اتلاف منابع عمومي و حياتي،اتلاف برق و وسايل سوخت،اتلاف مواد غذايي، آب و نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛اصلاً اين يك منكر ديني و منكر اقتصادي و اجتماعي است؛ نهي از اين منكر لازم است؛ هر كسي به هر طريقي كه مي تواند.(25/9/79)
*در كشور ما،اسراف زياد مي شود! اسراف در نان، در آب و برق و مصالح ساختماني،اسراف در انواع كالاها، در اسباب بازي بچه و وسايل تجملاتي.(1/1/77)
*ما وظيفه داريم كه زندگي خود را بر طبق دين و عقل سليم، تنظيم كنيم. اسراف در مواد غذايي و آب و نان، وسايل زندگي، زياد خريدن، زياد مصرف كردن و دور ريختن چيزهايي كه قابل استفاده است، تضييع نعمت خداست.(1/1/76)
اسراف در لباس *چقدر نان و غذاي طبخ شده و ميوه مصرف نشده ضايع مي شود؛ چقدر لباس چند برابر اندازه لازم خريداري مي شود و در صندوق مي ماند، براي اينكه يك بار در مراسمي پوشيده شود! اينها اسراف است. (4/1/72)
اسراف در مصرف دارو *چقدر مواد داروئي غير لازم خريده شده بدون مصرف باقي مي ماند! مواد اوليه و يا خود دارو را بايد از خارج بخرند، يا داخل درست كنند؛ اينها سرمايه كشور است و از دست مي رود.(4/10/77)
اسراف در تفريح *كساني كه حتي در كارهاي تفنني و تفريحي خود اسراف مي كنند ؛خانواده اي كه مايلند مسافرتي بكنند ؛چرا به خارج از كشور مي روند؟ در اين كشور خيلي ها تفريح هم نمي توانند بكنند. بعضي ها تا دستشان به دهنشان مي رسد، براي تفريح به فلان كشور خارجي –كه ما نمي خواهيم اسم بياوريم-مي روند. اين همان اسرافي است كه حرام است.(4/10/77)
اسراف در مصرف بنزين *ما در بنزين اسراف مي كنيم؛ كشوري كه توليد كننده نفت است وارد كننده نفت است، وارد كننده بنزين است! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين يا چيزهاي ديگر وارد كنيم؛ براي اينكه بخشي از ملت ما مي خواهد ريخت و پاش كنند؟(21/7/86)
اسراف در مصرف آب *كنار گذاشتن اسراف در چيزهائي كه به نظر كوچك مي آيد؛ ضروري است، مثل اسراف در مصرف آب،امسال بارندگي كمتر بوده؛ اقتضاء مي كند صرفه جوئي بيشتر شود.(1/1/76)
*يكي از موارد اسراف ،اسراف در آب است؛ نه فقط آب مصرف شرب در خانه ها بلكه آبياري كشاورزي ما هم از نوع مسرفانه است و آب را هدر مي دهيم.(11/2/87)
*ايران كشور كم آبي است؛ در مصرف آن اسراف نكنيم؛ اما اگر با عقل و تدبير و روحيه ي خستگي ناپذيري پيش برويم، با كار عملي و مدبرانه مي شود آبها را كه هرز مي رود ،مهار كنيم و از آب موجود استفاده بهينه كرد.(14/10/82)
* يكي از چيزهائي كه نتوانستيم اصلاح كنيم ،مسئله اسراف است و يكي از موارد اسراف،اسراف در آب است ،كشور ما جزو مناطقي است كه از لحاظ آب غني نيست.(15/2/87)
در صورتي كه اسراف نكنيم و راه عاقلانه و درستي در پيش بگيريم ،با همين آب موجود مي توانيم نياز كشور را برآورده كنيم.اين وظيفه همه مردم است.(15/2/87)
تشريفات در ازدواج *ازدواجها در دوران انقلاب و به بركت آن آسان شده،چون تشريفات و سختگيريها كم شد، نگذاريد دوباره به خانه اول برگرديم.(26/10/68)
*پدران و مادران،نسبت به مقدمات غير لازم ازدواج سختگيري نكنند؛بگذارند ازدواج اسلامي انجام بگيرد،مثل ازدواج فاطمه زهرا(س) باشد؛ازدواجي با پيوند عشقي معنوي و الهي.(26/10/68)
*مهريه هاي گرانقيميت براي عقد دخترها، خطاست. نمي گوئيم حرام است؛اما پديده زشتي در جامعه است؛زيرا ارزشهاي انساني را تحت الشعاع ارزش طلا و پول قرار مي دهد.اينكار عاقلانه و منطبق بر مصلحت اسلامي نيست.(26/1/70)
*جهيزيه حضرت زهرا (س) چيزهايي بود كه اشك با شنيدن آن جاري مي شود؛ مگر نمي گوئيم كه اين زن والامقام،براي دنيا و زيور دنيا ارزشي قائل نبود؟ مگر مي شود تجمل گرائي و چيزهاي پوچ زندگي را روز به روز بيشتر كنيم و مهريه دخترانمان را زيادتر نمائيم؟(5/10/70)
* اگر ازدواج را صحنه تفاخر قرار بدهيم،غلط اندر غلط است؛ 1- محيط ازدواج را آلوده به ماديات مي كند.
2- اين صحنه پاك و لطيف وجداني را صحنه تفاخر ها و تنافسها مي كند.
3- دختر و پسر از اول عادت مي كنند كه بايستي زندگي آنان بر تجمل و تشريفات بگذرد،(بگذاريد از اول به يك زندگي متوسط عادت كنند).
*قضيه ازدواج،يك امر انساني،عاطفي است؛ نه يك امر مادي؛نقش ماديات در آن بايد خيلي ضعيف باشد.
*بعضي ازدواج را به صحنه تفاخر و تنافس تبديل مي كنند ؛مراسم عقد خود را براي تفاخر در هتلها مي گيرند!مي گويند جهيزيه ما اين چيزها را داشت يا عقد را در فلان سالن گرفتيم.
*اسلام مهريه را قرار داده ؛اما ازدواج را بصورت يك دادوستد نمي كند بلكه هر دو نفر موجودي خود را در صندوق مشتركي مي گذارند و از آن استفاده مي كنند.
*بعضيها چند ميليون تومان مهريه مي گذارند؛يعني ازدواج را كه يك امر انساني است به يك دادو ستد تبديل مي كنند اين تحقير و توهين به شأن انسانيت در ازدواج است .
*مراسم عقد را در اتاق خانه و حياط منزل خودتان و يا همسايه تان بگيريد اينگونه محيط ها يك محيط انس خانوادگي است .(20/4/70)
*ميهمانيهاي پر سر و صدا و هتل گرفتن و خرجهاي زياد،كار طاغوتيها بود اگر ما كار آنها را تكرار بكنيم مثل آنها مي شويم.
*جهيزيه اگر نيازهاي دختر را تأمين مي كند خوب است؛ اما به سمت تجملات نرود بايد بنا را بر سادگي گذاشت .
* تجملات براي يك جامعه مضر است البته در حد معقول ايرادي ندارد اما اگر رقابت به ميان آمد از حد خودش تجاوز مي كند و به جاهاي ديگر مي رود، آوردن تجملات؛ در عرصه ازدواج غلط اندر غلط است.(20/4/70)
*تشريفات ازدواج پدر مردم را درآورده است تشريفات ازدواج از موضوعهاي زنده يي است كه طرح آن حقيقتاً در وضع زندگي مردم تأثير مي گذارد. (29/11/70)
*ازدواج را بايد آسان بگيرند و دنبال تشريفات نباشند تا راحت بتوانند جوانان را به مرحله ازدواج نزديك كنند بايد در خانواده ها و در جوانان و دختران و پسران همت بوجود آيد. (7/2/77)
«قناعت»فريضه يي اسلامي *صرفه جويي صحيح كه در اسلام به آن «قناعت» مي گويند به معناي نخوردن نيست به معناي زياده روي نكردن و نعمت الهي را ضايع نكردن است.(1/1/76)
*كساني كه تجملات غير ضرور و ولخرج مآبانه را از روي بي دردي ناشي از توانايي مالي انجام مي دهند به خود آيند و به انفاق روي آورند و آنان كه با سختي و تنگدستي بر خود چنين چيزي را تحميل مي كنند از اين امر خسارتبار دست بكشند.(2/1/68)
* براي متمكنين «ميانه روي » و براي اقشار متوسط«قناعت»در امور شخصي و براي همه تلاش و كار و توليد و رونق دادن به وضع عمومي فريضه يي انقلابي و اسلامي است.(2/9/68)
*«قناعت» را جدي بگيريد منظور از قناعت اين نيست كه از نعمت هاي الهي بهره مند نشويد مقصود اين است كه اندازه نگه داريد ؛اسراف نكنيد ؛نعمتهاي الهي را ضايع ننمائيد.(4/1/72)
*اگر خلقيات اسلامي در جامعه رواج بيابد مردم اهل صبر و استقامت و «قناعت»باشند اسراف و حرص و افزون طلبي در امور مادي نباشد جامعه به بهشت تبديل مي شود. (1/2/76)
*من مردم را به رياضت اقتصادي دعوت نمي كنم، به «قناعت»، صرفه جوئي دعوت مي كنم همه بايد سعي كنند كه اسراف را از زندگي شخصي و كاري خود دور كنند (1/1/77)
*ما هر وقت به مردم گفتيم اسراف نكنيد اكثريت مردم-كه طبقات متوسط هستند –گوش ميكنند ليكن متمكنين و ثروتمندان كمتر گوششان بدهكار است لازم است كه به مسأله «قناعت» اهميت دهند.(4/10/77)
*اگر جامعه اي بخواهد«قناعت» و صرفه جوئي را –كه يك دستور اسلامي-عمل كند بايد متوجه باشد كه در شكل كلي به «عدالت اجتماعي » پرداخته شود .(1/1/76)
*يكي از مهمترين فضايل اخلاقي «قناعت»است اگر امروز در برخي زمينه ها دچار مصيبت هستيم بخاطر اين اين است كه اين اخلاق حسنه اسلامي را فراموش كرده ايم(11/9/83)
*دستگاههاي مسئول دولتي و دستگاههاي تبليغاتي و فرهنگي مردم را به سمت «قناعت»سوق دهند.(15/9/81)
*سياست كلي نظام ايجاد روحيه «قناعت» و جلوگيري از اسراف و مصرف گرايي .(18/8/72)
*از اينكه مردم فداكار و انقلابي ايران در امور شخصي به مصرف گرايي سوق داده شود و «قناعت»انقلابي را از ياد ببرند به خدا پناه مي برم.(2/9/68)
ضررهاي اسراف و اشرافيگري براي جامعه *تجمل گرائي و گرايش به اشرافيگري در زندگي ضررها و خطر هاي زيادي دارد: 1- هيچ وقت عدالت اجتماعي تأمين نخواهد شد.
2- هيچ وقت روحيه برادري و الفت و انس و همدلي براي جوامع پيش نخواهد آمد (اين همان تأثير حرف و عملكرد من و شما در روحيه مردم است.(4/10/87)
*اشرافيگري (اشرافيگري حلال كه پولش از راه حلال بدست آمده ) دو عيب دارد ؛ اول)«اسراف»است.
دوم)«فرهنگ سازي »مي كند يعني چيزي براي مسابقه دادن درست مي كند در اين زمينه منش من و شما و مسئولان درجه يك بسيار نقش دارد.(5/6/80)
*توصيه مي كنم كه مردم در ايام عيد و در طول سال آينده از اسراف خودداري كنند .مصرف بي رويه از سوي قشرهاي مرفه انجام مي گيرد قشرهاي ضعيف قادر نيستند كه زياد مصرف كنند .مصرفي كه از سوي يك قشر انجام مي گيرد به زيان كشور است هم زيان اقتصادي و هم زيان اجتماعي و هم زيان رواني و اخلاقي.(1/1/77)
*بعضي افراد پولدارند و درآمدي از راه حلال دارند، اگر در وضع زندگي و تجملات بيهوده و اعيان منشي، ريخت و پاش و اسراف كنند بي انضباطي اقتصادي انجام داده اند. (آنها كه از راه حرام كسب درآمدي كنند وضعشان بدتر است)
*ريخت و پاش غلط و بر خلاف انضباط و ناپسند است و زندگي ديگران را از لحاظ رواني مختل مي كند.(1/1/74)
*كساني كه زيادي خرج و زيادي مصرف مي كنند و رعايت موجودي جامعه را نمي كنند از لحاظ امكانات اقتصادي و مالي بي انضباط هستند اگر چنين وضعيتي ادامه يابد اين ملت كارش مشكل خواهد شد.(1/1/74)
*اسراف و ريخت و پاش جزو نبايدهاست البته طبقات متوسط رعايت مي كنند .اسراف مالي يك لجنزار و يك وسوسه شيطاني است.(3/1/74)
*صرفه جوئي به معناي گدابازي نيست مردم بايد از نعمتهاي خدا استفاده كنند ولي اسراف نكنند اسراف در جامعه لازمه اشرافيگري و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومي و نعمت الهي است. (1/1/76)
*ملت عزيز از اسراف و زياده روي پرهيز كنند ما حق نداريم «مصالح ملي ـرا بخاطر خواسته هاي شخصي خود-كه ما را به اسراف و بي بندو باري در مصرف مي كشاند –فدا كنيم همه بايد مسأله صرفه جوئي را جدي بگيرند.(1/1/77)
*به همسايه ها و فقرا رسيدگي كنيد يكي از عواملي كه نمي گذارد دست كساني كه توانايي كمك دارند به ياري فقرا دراز شود روحيه كم مصرف گرايي و تجمل در جامعه است.(15/9/81)
*براي جامعه بلاي بزرگي است كه ميل به مصرف در آن زياد شود و همه بيشتر و متنوعتر خوردن و پوشيدن و دنبال نشانه هاي مد و تجملات تازه زندگي رفتن تشويق شوند. چه ثروتهايي كه هدر مي رود و از مصرف شدن در جايي كه موجب رضاي خدا و رفع مشكلات مردم است باز مي ماند!(15/9/81)
*اسراف روز به روز شكافهاي طبقاتي و شكاف بين فقير و غني را عميقتر مي كند .(15/9/81)
*جامعه اي كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد در ميدانهاي مختلف شكست خواهد خورد ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل كنيم.(15/9/81)
*تحريم براي آدمهاي اهل اسراف و ولنگار در خرج ممكن است سخت تمام بشود اما ملتي كه حساب دخل و خرج و حساب مصلحت خود را دارد بر چنين ملتي تحريم ضرري وارد نمي كند.(1/7/86)
*همه قشرهاي يك ملت حق دارند با رفاه زندگي كند خوش بگذرانند و از نعم الهي استفاده كنند ليكن حتي در مواقعي كه يك دولت و يك ملت برخوردار از درآمد هستند اسراف مذموم و شرعاً حرام است چه برسد آن وقتي كه درآمد يك كشور كم مي شود. (4/10/77)
*كساني كه به اشرافيگري گرايش دارند و دلشان براي زندگي اشرافي (يعني خوردن و پوشيدن به سبك اشراف) لك مي زند اين ديد و ذهنيت را در مردم بوجود مي آورند كه اين زندگي خوب و باارزش است .(1/9/78)
*سالهاست كه بنده درباره ي زندگي تشريفاتي مكرر تذكي مي دهم اين دو جنبه دارد: اول؛ پايبندي به تجملات و تشريفات دون شأن انسان والاست بعلاوه، مسرفانه است، تضييع سرمايه ها، اموال و موجوديها در آن هست.(4/10/87)
دوم؛انعكاس تجمل شما در زندگي مردم است؛هر كسي وضع محيط كار و زندگي شما را مي بيند يك درس عملي است، بر او اثر مي گذارد.(4/10/78)
* اگر روحيه تجمل گرائي در جامعه رواج پيدا كند –كه متأسفانه تا ميزان زيادي رواج دارد –بسياري از مشكلات اقتصادي اجتماعي و اخلاقي كشور حل نخواهد شد.(4/10/78)
*اسراف همان كاري را با كشور مي كند كه دشمن مي خواهد! ما با صرفه جوئي نكردن ضربه او را تكميل مي كنيم !(1/1/77)
*اجتناب از اشرافيگري را بتدريج بعضي ها كمرنگ كردند اين در مسائل اقتصادي و مسائل رواني ما اثر دارد.(24/9/87)
* پروردگارا ضررهاي اسراف و مصرف گرائي و منافع مساوات و رسيدگي به مستمندان را براي افراد جامعه ما روشن كن و به اينكار موفق فرما. (15/9/81)
بيماري اسراف ؛ ميراث گذشته *مصرف گرائي بصورت اسراف يكي از بيماري خطرناك هر ملتي است ما يك خرده به مصرف گرائي افراطي دچار هستيم(11/2/82)
*ما ملت ايران بايد اين جامه زشت و ناساز با اندام را از تنمان بيرون بياوريم، ما خيلي مصرف زده هستيم مردم دست بدست دهند و اين قضيه را حل كنند صدا و سيما هم نقش دارد.(14/2/87)
*روش اسلامي تبيين است تبيين ها موجب شد كه انقلاب اسلامي بر بسياري از پيش زمينه هاي تاريخي و تربيتهاي غلط فائق بيايد البته بر بعضي هنوز فائق نيامديم .مثل مصرف گرائي و اسراف كه جزو ميراثهاي گذشته است.(كه آن انگيزه هاي ديگري دارد)(14/2/87)
*اينكه مردم براي مسابقه اشرافيگري و تجمل پرستي دلشان لك بزند اين چيزي در درون ما و بسيار نامطلوب است.(14/2/87)
*امروز مصرف گرائي و مسابقه تجمل پرستي و تلاش براي پول، طبقه جديدي درست كرده.(14/2/87)
ضد ارزش بودن اشرافيگري در انقلاب *بعد از انقلاب كساني كه اهل اشرافيگري بودند از ترس مردم اجتناب مي كردند اما امروز بتدريج مي خواهند كار را بعكس كنند.(1/9/87)
*در انقلاب گرايش به اشرافيگري يك ضد ارزش بود افراد از اينكه به اشرافيگري نسبت داده شوند يا خصوصيات اشرافيگري از آنها ديده شود اجتناب مي كردند. (24/9/87)
*دوران اول انقلاب يك گرايش به اسلام پيش آمد فرهنگ و اخلاق و آداب و خلقيات اسلامي كه در خميره مردم ما بود در آنان زنده شد. (البته عميق نبود) 1- گذشت در بين مردم زياد شد.
2- آز و طمع كم شد.
3- همكاري زياد شد.
4- گرايش به دين زياد شد.
5- اسراف كم شد.
7- قناعت زياد شد.(21/5/71)
ترويج فرهنگ مصرف زدگي بوسيله دستهاي استعمار *رفاه مادي به معناي ترويج روحيه«مصرف گرائي» نيست، كه خود يكي از سوغاتهاي شوم فرهنگ غرب است.(23/4/68)
*تشكيلات صهيونيستي براي فساد نسل بشر از حدود 150 سال پيش برنامه ريزي كرده اند: 1-زنها را از عفت خارج ساختند.
2- مردها را به فساد، عشرت جوئي و مصرف گرائي و قبول زندگي حيواني كشاندند.(15/9/68)
*با ورود فرهنگ اروپائي، مدگرائي و نوگرائي در مصرف تشديد شد، سردمداران سياستهاي غربي-كه غالباً صهيونيست بودند–به «قصد» اينكار را كردند.(16/10/69)
*فرهنگ فساد و فحشا بوسيله دستهاي استعماري ترويج مي شود فرهنگ مصرف زدگي، زندگي ملتها روز به روز در لجنزار خود فر مي برد تا كمپانيهاي غربي بيشتر سود ببرند.(26/3/70)
*استكبار و دار و دسته تبليغاتي و قلمها و بوقهاي مزدورش از اينكه ملتي درهاي خزاين خود را بگشايد و تسليم سلطه طلبي آنان شود و فرهنگ فساد و فحشا و مصرف زدگي و شهوتراني را از آنان بپذيرند نه تنها نگران نيستند بلكه خشنودند.(23/12/78)
تجمل و مدگرائي ؛ستم در حق زنان *با ورود فرهنگ اروپائي مد گرائي در مصرف به شكل عجيبي تشديد شد و باور غلطي را در ذهن زن ايراني وارد كرد يعني گرايش به برخي از شكلهاي غلط مصرف و تجمل.(16/10/69)
*باورهاي غلط را بايد با ارائه بحثها و كارهاي اسلامي بزداييد اگر اينكار بشود ريشه مشكلات –بد حجابي و فساد و فحشا-به خودي خود كنده خواهد شد اينها غالباً معلوند علل همان باورها هستند كه بايد روي آنها كار بشود. (16/10/69)
*ستمهايي در حق زن روا داشته شده كه اسمش ستم نيست اما در حقيقت ستم است مثل سوق دادن به تجمل و مصرف گرايي و آرايشهاي بيهوده و تبديل شدن به يك وسيله مصرف. هيچ ظلمي بالاتر از اين نيست زيرا زن را بكلي از اهداف تكاملي خود غافل مي كند و به چيزهاي حقير سرگرم مي نمايد.(16/10/69)
*بانوان در نظام جمهوري اسلامي بايد قدر عظمتي كه اسلام به آنان داده است را بدانند دام مصرف زدگي را كه سرمايه داران چپاولگر جهان بر گرد زن امروز دنيا تنيده اند بدرند و به ارزشهاي فرهنگ غربي به چشم تحقير و نفرت بنگرند.(23/4/68)
*من با تظاهر به تجمل در حد متعادل كم مخالفت نمي كنم، ليكن اگر روند افراطي پيدا كند چيز بسيار مزخرفي است، در لباس، آرايش و طلا و جواهرات خانمها بايستي خيلي اهميت بدهند كه امساك شود، تا شايد به زيبائيهاي واقعي بيشتر توجه شود تا به زيبائيهاي ظاهري .(4/10/70)
*خانمهاي مسلمان جوان و خانه دار سراغ«مصرف گرائي» كه غرب مثل خوره به جان جوامع دنيا از جمله كشور ما انداخته نروند مصرف بايد در حد لازم باشد نه در حد اسراف.(25/9/71)
*خانمهايي كه خود يا همسرانشان مسئوليتهايي در بخشهاي مختلف كشور دارند بايد با دوري از اسراف الگوي ديگران باشند و نشان دهند كه شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه اسير زر و زيور و جواهرات شود.(25/9/71)
*شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دوراني كه بسياري از مردم جامعه محتاج اند؛ زينت آلات و وسايل زندگي رنگارنگ بخرند و در منش زندگي اسراف كنند.(25/9/71)
*امروز انقلابي ترين و با ايمانترين دختران و زنان ما در ميان قشر هاي تحصيل كرده هستند .كساني كه اهل تجمل و زر و زيور آلات هستند و يا چشم بسته در الگوهاي غربي در لباس و وضع زندگي تقليد مي كنند، غالباً از سواد كافي بهره ندارند كسي كه معلومات داشته باشد مي تواند رفتار خود را با حق و حقيقت تطبيق دهد.(28/6/75)
وظيفه صداو سيما و روزنامه ها؛ فرهنگ سازي *فيلمها و برنامه هايي كه مخاطب را مجذوب خواستهاي غلط و انحرافي مي سازد يا به بي بند باري و سرگرمي و عادتهاي ناسالم سوق مي دهد و در رفتار و پوشش و معاشرت مقلد بيگانگان بار مي آورد لطمه اي است كه به آساني قابل جبران نيست و وزر و وبال آن گريبانگير همه خواهد شد و نتايج آن در ديوان الهي مورد محاسبه است.(5/3/78)
* صدا و سيما و روزنامه ها نبايد همواره براي جوان الگوي يك جوان اشرافي بي درد تن راحت داده ي عياش را مطرح كنند .(12/2/80)
*اشرافيگري دو عيب دارد ؛اول «اسراف» است؛اما عيب دوم بدتر است؛اين است كه «فرهنگ سازي» مي كند در اين زمينه تلويزيون بسيار نقش دارد. (5/6/80)
* در كنار دامن زدن به دغدغه عدالت اجتماعي و رسيدگي به فقرا زندگي اشرافي و تجملاتي را تخريب كنيد تا نقطه منفي به حساب آيد زندگي تجملاتي نبايد به هيچ وجه ترويج شود. (11/9/83)
*بايد آهنگ كلي برنامه هاي صدا و سيما يكي باشد و در بين آنها تناقض ديده نشود گاهي ممكن است پيامهاي متناقض بدهيد مثلاً درباره عدالت اجتماعي برنامه خوبي توليد مي كنيد اما در يك برنامه ديگر عدالت اجتماعي را نقض كنيد!(11/9/83)
*تبليغات رسانه يي پررنگ كه مردم را به مصرف گرايي سوق مي دهد با برنامه ايي كه مصرف گرائي را تقبيح مي كند عملاً در تناقض است.(11/9/83)
*ما به «فقير» بايد عزت نفس و حس مناعت بدهيم و به «غني » كمك به فقير را بياموزيم، به هر حال در كل جامعه نبايد از زندگي اشرافي و تجملاتي الگوسازي كنيم. (11/9/83)
*به فضاي همدردي با فقيران دامن بزنيد ؛دغدغه عدالت را در ذهن مردم دامن بزنيد البته سعي شود به جماعت فقير و تهيدست اهانت نشود و كرامت انساني آنها از بين نرود. (11/9/83)
*در مقوله عدالت اجتماعي و فيلمها و سريالهايي كه ساخته مي شود كه غالباً خانه هاي مورد استفاده اين فيلمها اشرافي است!آيا وضع زندگي مردم اينطوري است؟ زندگي را نبايد لزوماً اشرافي و متجملانه معرفي كرد.(11/9/83)
*دستگاههاي مسئول دولتي و دستگاههاي تبليغاتي و فرهنگي –بويژه صداو سيماـ نبايد مردم را به اسراف و تجمل و مصرف گرايي سوق دهند بلكه به سمت قناعت سوق دهند. (15/9/81)
بعضي از مطبوعات نبايد طوري حرف بزنند كه جوان خيال كند همه هدف انسان بدست آوردن يك مشت پول است اگر توانست يك گواهي علمي براي خودش فراهم كند وسيله اي براي پول درآوردن در دستش هست پول ارزش و هدف نيست پول يك وسيله براي گذراندن زندگي است.(12/2/80)
*(مطبوعات) براي جوان، الگو را يك الگوي غلط قرار ندهند تا احساس نكند كه بجاي استعداد و ابتكار و كسب علم و تخصص بايد سراغ پول رفت!از جوان پرسيديم: چرا درس نمي خواني؟ مي گويد: پدرم آنقدر ثروت دارد كه به درس خواندن احتياج ندارم!(12/2/80)
نقش آموزش و پرورش و دانشگاه در فرهنگ دوري از اسراف *خيلي ساده مي توان با مشاركت دانشجويان در بعضي از امور جلو مشكلات و اسراف و تبذير را گرفت.(22/2/77)
*تشكيل هويت نسل جديد بدست معلم است؛يعني حتي نقشي پررنگتر از نقش خانواده و پدر و مادر در اكثر موارد حرف معلم بر حرف پدر و مادر در ذهن كودك و نوجوان ترجيح پيدا مي كند گاهي اوقات فرمايش معلم براي بچه وحي منزل است.(12/4/84)
*اگر مي خواهيم نسلي بوجود بيايد كه فداكار ،پركار و دور از اسراف ،با اعتماد به نفس و با انضباط اجتماعي باشد اگر مي خواهيم فرهنگ عمومي جامعه به اين سمت حركت كند كليدش آموزش و پرورش است .(12/2/84)
*درباره ي مشكلات اجتماعي كه در كشور وجود دارد تحقيق كنيد و راه ريشه كن كردن آن را پيدا كنيد در دانشگاه پروژه هاي تحقيقي بگيريد و نتيجه تحقيق را به مسئولان كشور و رسانه ها بدهيد تا فرهنگ سازي شود؛ اسراف يك بيماري اجتماعي است؛ راه مبارزه با اسراف و ترجيح كالاي خارجي بر كالاي ساخت داخل چيست؟(18/8/85)
اشرافيگري در دوران طاغوت *قبل از انقلاب مسئولان حكومت هر چه بيشتر با تشريفات و تفرعن ظاهر مي شدند عده اي از عوام بيشتر خوششان مي آمد! فرهنگ عمومي را اينگونه شكل داده بودند. (1/9/78)
*كساني كه در دوران ستمشاهي غرق در فساد بودند، اكثرشان بي سوادان و طبقات متوسط جامعه بودند البته رفاه موثر است، «مصرف زدگي و آسايش زندگي» به فسادي كه آنها برنامه ريزي مي نمودند كمك مي كرد اين، يك جريان بود. (28/9/69)
*من در سيستان و بلوچستان وضعيتي را ديدم كه قابل توصيف نيست ،يك عده خان در نهايت آسايش و وضعيت اشرافي زندگي مي كردند؛ در ايرانشهر مثل اعيان تهران زندگي مي كردند! در همان شهر مردمي بودند كه اوليات زندگي برايشان وجود نداشت؛ نه آب و برقي، نه تابستان وسيله خنك كننده ئي، نه جاده يي، يعني فقر به معناي تلخ و سياه.(27/8/70)
* رفتار هاي مسرفانه، متجملانه و ولخرجي با مال مردم در سطح حكومت بود؛ كه مردم را وادار مي كرد نسبت به اسراف و تجمل حساسيت نشان دهند .(23/2/79)
والسلام علي من التبع الهوي
بازگشت
|